Showing posts with label IT. Show all posts
Showing posts with label IT. Show all posts
Subscribe to Diggly

مدیران موفق ویژگی های خاص خودشون رو دارند.آنها اخلاق و رفتار گیک گونه دارند ، حتی اگر خودشان هم از این اخلاق باخبر نباشند. زمانی می رسد که گیک درون آنها که مدتی خاموش بوده فعال می شود و تراوشات گیکی آغاز می شوند.
مدیران موفق گیک های ماژیکی و وایت بردی هستند . آنها اکثرا در جیب های خود چندین ماژیک با رنگ ها مختلف به همراه دارند و در دفتر کار خود از وایت برد استفاده می کنند. نقشه ها و تمام فکر خود را بر روی وایت برد پیاده می کنند و از این کار لذت می برند چرا که چیزی که در تصورشان بوده را اکنون می توانند مشاهده کنند. خط خطی می کنند و ایده های نو را با کهنه عوض می کنند. هر چیزی که به ذهنشان برسد ، بی ربط یا با ربط ، در گوشه ای از این وایت بورد می نویسند.اشتباهات خود را هیچ گاه پاک نمی کنند بلکه آنها را خط می زنند ، این خط زدن به آنها اعتماد به نفس می بخشد ، پاک کردن یک اشتباه برای آنها یعنی اشتباهی نبوده ولی خط زدن یک اشتباه یعنی اشتباهی بوده و حداقل آنها متوجه این اشتباه شده اند چه اشتباه را برطرف کرده باشند چه نکرده باشند.

ایده ها و راه حل ها یک دفعه به سراغ آنها می آیند ، در هر حالی و در هر جایی ، پس آنها همیشه ماژیک های رنگی خود را به همراه دارند و جایی که وایت بردی نباشد از شیشه پنجره  (فیلم A beautiful mind رو به یاد بیارید) و یا دیوار و هر جایی که دم دست آنها باشد دریغ نخواهند کرد. این نوشتن به گونه ای است که انگار از خفه گی نجات پیدا کرده اند. مثل تنفسی دوباره .هر چند که این نوشتن ها بیشتر شبیه نقاشی است تا نوشتن حروف اما به آنها در حل بسیاری از مشکل ها کمک خواهد کرد.

به سراغ مدیران موفق  در شرکت های مختلف بروید ، حتما برای شما از علاقه های خاصی که به ماژیک های رنگی و وایت برد دارند خواهند گفت . در گوگل شما به هر بخشی که پا بگذارید قطعا و حداقل با یک وایت برد مواجه خواهید شد.

 

این وایت برد ها پر است از نقشه ها و فکر هایی که جهان را متحول خواهد ساخت . نکته بامزه و جال توجه در گوگل این است که شما ممکن است روی یک وایت برد نوشته هایی به زبان های مختلف مثل : انگلیسی ، ژاپنی ، کره ای، ایتالیایی و حتی فارسی را مشاهده کنید.

منبع : { ایده ها و تفکرات شخصی خودم }

مرتبط: مدیران موفق چه کسانی هستند؟

Subscribe to Diggly

پروژه های سنگین مانند دوی امدادی هستند ، اگر از تمام توان تیمی خود استفاده نکنید قطعا به پایان مسیر نخواهید رسید و موفق نخواهید شد. هر پروژه ای باید به فازهای مختلف تقسیم شود ، هر فاز به بخش های کوچکتر و هر بخشی به زیربخش های متفاوت. شما باید یک پروژه را خرد کنید و به صورت تیمی بر زیربخش های آن کار کنید ، در غیر این صورت از مسیر مستقیم پیشرفت پروژه خارج خواهید شد ، کارها به ترتیب پیش نخواهند رفت و شما در پروژه های بزرگ گم می شوید.

اگر مجموعه بزرگی را مدیریت می کنید می توانید از تیم های متعددی برای انجام یک پروژه استفاده کنید. اما دقت داشته باشید کارهایی که بین تیم های مختلف توزیع می کنید بسته به وسعت پروژه و تعدد تیم های کاری باید از یک زیر بخش ، یک بخش و یا یک فاز باشد . به هیچ وجه چند فاز و یا چند بخش از یک پروژه را با یکدیگر به جلو پیش نبرید. این باعث سردرگمی در انجام پروژه ها می شود و از سرعت شما می کاهد.

در نهایت شما باید با ناظرانی که آنها را تربیت کرده اید و آموزش داده اید با این تیم ها در ارتباط باشید و میزان پیشرفت و یا پسرفت خود را بر روی نمودار پیاده سازی کنید و علل آن را بیابید و برطرف کنید. به یاد داشته باشید که شما یک مدیر هستید و نباید درگیر جزئیات یک پروژه شوید ، یعنی مستقیما نباید خود را وارد پروژه کنید. کار شما تزریق نقشه ها و برنامه ریزی های دقیق به تیم هایتان می باشد.

پس تیم های شما در کنار یکدیگر کار می کنند و هر بخش از کار که تمام شد قسمت بعدی را به تیم بعدی می سپارند و بر روی قسمت جدید کار می کنند. این گونه کار کردن دو مزیت مهم دارد یکی توانایی بالا در اشکال یابی حین انجام پروژه و دیگری کیفیت بالای کار است به طوری که اگر تیم یا گروهی کار خود را به درستی انجام ندهند تیمی که ادامه کار آنها را در دست خواهد گرفت نیز نخواهد توانست کاری را به پیش ببرد . بنابر این هر تیم سعی می کند کار خود را به بهترین شکل انجام دهد.

Subscribe to Diggly

واژه مدیریت را معمولا با کارهای تیمی ، جلسات کاری ، تصمیمات مهم به یاد می آوریم . اما مدیریت در واقع این ها نیست ، مدیریت راهنمایی و نظارت کردن تیمی متشکل از 1 یا چند نفر با هدف هماهنگ سازی و ایجاد یک هارمونی در بین اعضای آن ، برای کامل کردن هدفی مشخص است.
مدیران عالی رتبه  باید از دانش کافی در تکنیک ها و مهارت های مدیریتی برخوردار باشند ، آخرین تغییرات بازار را بدانند و قادر باشند آینده را پیش بینی کنند. و این نکته را در نظر داشته باشند که محصول مورد نیاز امروز را دیروز و مورد  نیاز فردا را امروز باید تولید کنند.
مدیران تنها کسانی هستند که می توانند دنیا را تغییر دهند و به سمت مسیر دلخواه خود پیش ببرند. مدیران موفق شرکت های کوچک مثل گوگل و مایکروسافت، موفق به تبدیل شرکت هایشان به بزرگترین شرکت های دنیا شدند.

در مطالعاتی که در مورد مدیران موفق داشتم به این نتیجه رسیدم که قوانینی بین همه این مدیران برای مدیریت حاکم بوده که در زیر با آن اشاره می کنم:

  1. مشکل را حل کنید ، صورت مسئله را پاک نکنید ! مسئله دیر یا زود باید حل شود . قبل از اینکه خودتان یا دیگران را برای این مشکل ملامت کنید سعی در برطرف کردن مشکل داشته باشید.
  2. به مردم بگویید که چه چیزی می خواهید نه اینکه چه جوری کاری را که می خواهید انجام می دهید. اگر به مردم درباره هدف هایتان بگویید ، می فهمید که آنها نیز مشتاقانه به هدف شما احترام می گذارند . پس مردم را به سمتی که هدفتان هست راهنمایی کنید نه اینکه به آنها یک دستورالعمل یا آموزش ارائه دهید.
  3. هدفتان را مدیریت کنید نه تشریفات اداری و کاغذ بازی ها را . همیشه یادتان باشد که شما وظیفه تان مدیریت قسمت خاصی از یک شرکت است حالا هر چه که باشد ، تمام کاغذ بازی ها و تشریفات اداری برای هدف شما انجام می شود ، شما این مرحله را حذف کنید و مستقیما به هدفتان بپردازید .
  4. هیچ کاری را به شخصه انجام ندهید. همیشه به یاد داشته باشید که شما یک مدیر هستید ، وظیفه مدیران برنامه ریزی ، سامان دهی ، نظارت و راهنمایی است . عمل کردن به این نقشه ها و وظیفه ها بر عهده کارکنان شماست. وقت با ارزشتان را برای پرداختن به این گونه مسائل اتلاف نکنید. شما باید مدیریت کنید نه اینکه کاری را انجام دهید.
  5. همیشه یک شروع خوب داشته باشید. پروژه ها وقتی با یک شروع بد آغاز می شوند به سختی به مسیر اصلی و درست خود باز می گردند پس سعی کنید یک شروع برنامه ریزی شده و موفق داشته باشید.
  6. از دفترتان بیرون بروید و از نزدیک کارمندانتان و نحوه انجام پروژه ها را مشاهده کنید . شما باید خودتان را در دسترس دیگران قرار دهید این باعث می شود همیشه خبرهای دست اول را از محیط کارتان و پروژه هایتان دریافت کنید و بدانید دقیقا چه اتفاقی در حال وقوع است.
  7. یک مدیر نمونه باشید ، اگر از کارمندانتان می خواهید برای اضافه کاری در شرکت بمانند خودتان هم همراه آنها بمانید و به کارهایتان برسید . اگر قصد مسافرت به جایی را به همراه تیمی از شرکتتان دارید ، به این دلیل که سیاست شرکتتان این اجازه را می دهد که شما با یک پرواز First Class سفر کنید در حالی که بقیه تیمتان در قسمت های دیگر هواپیما باشند این کار را نکنید. سعی کنید یک رهبر باشی تا مدیر ، مطمئنا ارزشش را خواهد داشت.
  8. کارهای ساده را به دیگران محول کنید و همیشه خود را با پروژه های سخت و سنگین درگیر کنید ، این باعث پیشرفت شما می شود.
  9. خودتان را طوری نشان ندهید که انگار بهترین هستید و هیچ مشکل و اشتباهی ندارید. دوستانه در کنار تیمتان کار کنید . بگذارید بقیه این احساس را داشته باشند که شما انسان صادق و رو راستی هستید.
  10. کیفیت برای شما راحتی و آسودگی خیال می آورد . همیشه برای کارهایتان استانداردهایی را که از دیگران انتظار دارید در برابر شما رعایت کنند را در نظر داشته باشید آنها را بنویسید و همیشه جلوی چشم خود نگاه دارید و مدام آنها را کنترل کنید .
  11. از اشتباهات دیگران درس بگیرید ، به اندازه ای که تمای اشتباهات دنیا را خودتان تجربه کنید عمر نخواهید کرد.
  12. هدف هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید. هدفهایی که برای خود یا دیگران در نظر می گیرید باید مشخص ، قابل اندازه گیری ، واقعی و قابل دست یافتن باشند.
  13. از خودتان یک مدیر نمونه بسازید . کاری کنید که دیگران شما را به عنوان یک مدیر موفق مثال بزنند . مدیری که می تواند یک تیم را بسازد و در کنار یکدیگر قرار دهد و با آن تیم به موفقیت برسد.
  14. مهندسی مدیریت داشته باشید . برای اینکه به هدفتان برسی ابتدا باید هدفتان را تعریف کنید. حال که هدفتان را می دانید باید برای رسیدن به آن یک نقشه طرح کنید و برنامه ریزی داشته باشید.و در آخر شما نیاز به یک مقیاس دارید که هر لحظه به شما نشان دهد نسبت به لحظه قبل چقدر پیشرفت یا پس رفت کرده اید.
  15. موفقیت کاریتان بستگی به کارآمدی کارکنانتان دارد. با آنها به خوبی برخورد کنید و به آنها امنیت شغلی بدهید. برای آنها  ناظر یا سرپرست تعیین کنید. و شخصا این ناظران را تربیت کنید و آموزش دهید. کارمندان شما در صورت برخورد با مشکلی باید با این ناظران در ارتباط باشند.
  16. با دهان باز نمی توانید گوش دهید. تمام کسانی که برای شما کار می کنند قطعا چیزی برای گفتن دارند که برای شما با ارزش باشد. به آنها فرصت صحبت کردن بدهید. سکوت کنید و از محیط کارتان آموزش ببینید.
  17. خودتان را جای کارمندانتان بگذارید. انتظار این را نداشته باشید که کارمندانتان به درستی و تا آخر وقت کار کنند در حالی که شما هر روز محل کارتان را زود ترک می کنید.به کارمندانتان استراحت بدهید و آرامش فکری برای آنها فراهم کنید . با آنها ورزش کنید یا حتی دور هم یک فنجان چای یا قهوه بنوشید. استراحت مناسب راندمان کاری افرادتان را بالا می برد.
  18. رهبران تغییرات ایجاد می کنند. آماده روبرویی با این تغییرات و افرادی که در این تغییرات هستند چه در داخل شرکتتان و چه در خارج از آن باشید.اگر تغییراتی احساس نمی کنید بدانید رهبری نکرده اید.یک مدیر خوب یک رهبر خوب است.
  19. خودتان را محدود نکنید. یک نمونه خوب از تفاوت های یک مدیر و یک رهبر این است که رهبران خودشان را محدود نمی کنند . به اندازه کافی کسانی هستند که شما را محدود کنند ، شما خودتان را محدود نکنید.
  20. وقتی همه چیز رو به راه و ساده باشد هر کسی می تواند کاری را با موفقیت به پایان برساند. به خودتان برای انجام کارهای ساده افتخار نکنید و مغرور نشوید . خودتان را برای انجام کارهای سخت آماده کنید.
  21. تغییرات ایجاد کنید. تیمی که با آن کار می کنید باید بسیار موفق تر و موثر تر از زمانی باشد که  شما با آن کار نمی کردید. اگر تغییراتی احساس نشود هیچ تضمینی برای بقای شما نخواهد بود.

در این موارد خیلی سعی داشتم تفاوت های یک رهبر و یک مدیر را بیان کنم . اما ترجیح دادم در مطلبی جداگانه یک رهبر را معرفی کنم و از خصوصیات یک رهبر بنویسم.
من همیشه در مورد آی تی نمی نوشتم اما برای آی تی نویسان عزیز می خوام بگم مدیریت یا Management یکی از اساسی ترین و مهمترین شاخه های آی تی به شمار می ره که متاسفانه دور از چشم آی تی نویسان مونده . قصد دارم مبحث مدیریت رو در بین جامعه آی تی نویسان باز کنم.

اگر مدیر موفقی هستید و این نوشته را خواندید لطفا نظر خود را بیان کنید که چرا و در کجا اشتباهاتی داشتم. و اگر نکته خاصی از قلم افتاده یادآور شوید.