Showing posts with label گیک درون. Show all posts
Showing posts with label گیک درون. Show all posts
Subscribe to Diggly

بعد از مدت ها ایده یه بازی بامزه از طرف یک شخص تبخیر شده ارائه شد . حسن رو می گم . و رضا جان لطف کرد و من رو به عنوان گیک طراحی وب و پیگیری امور تبخیری از طرف داتک به این بازی دعوت کرد . اول از همه خدا رو شکر می کنم که به عنوان گیک عمومی شناخته نشدم و بعد هم از مسئولین تقاضا دارم وقت این بازی ها رو بیشتر کنند. سید جان خیلی مخلصیم.

+ احتیاط : از افرادی که زیر 18 سال و بالای 50 سال هستند و تمام افرادی که مشکلات قلبی دارند (مانند افراد سنگدل) به دلیل فشارهای روحی روانی این آرزو خواهشمندم وبلاگ را ترک نمایید یا به خواندن مطالب قبلی بپردازید. در ضمن این وبلاگ هیچ مسئولیتی درباره روی آوردن به مواد مخدر بعد از خواندن این مطلب را نمی پذیرد . صرفا این نوشته برای گیک ها خاص و افرادی که در توهم شدید به سر می برند نوشته شده است.

خوب آرزوی من یه کم عجیب عجیب غریبه . و حتما در صورت به وقوع پیوستنش از آرزوی رضای عزیز هم توش استفاده می کنم. این جوری شروع می کنم که هر انسانی برای خودش یه مغز داره ، این مغز محل خیلی چیزها از جمله فکر است . خوب وقتی می گم فکر مطمئن نیستم که فکر حضور فیزیکی داشته باشه و فضایی از مغز رو اشغال کرده باشه (قطعا پهنای باندی را اشغال خواهد کرد). تصور من از فکر تعداد زیادی از امواج مختلف است که در فضا سیر می کنند و از پهنای باند بسیار زیادی استفاده می برند. این موضوع به اثبات رسیده تا جایی که در پزشکی وسایلی برای به تصویر کشیدن این امواج بر روی کاغذ اختراع شده اند و از آنها استفاده می شود.

تصور من این است که این امواج حامل (carrier) هستند و سیگنال های مختلفی رو که تشکیل دهنده یک فکر هستند حمل می کنند. اگر واژه های مغز و انسان و فکر را از نوشته فوق حذف کنیم سر و کار ما با یک سری امواج خواهد بود این امواج حامل سیگنال هایی هستند که با استفاده از مدولاسیون می توان سیگنال ها را از موج حامل جدا کرد و بر امواج دیگر سوار کرد. این امواج را دریافت کرد ، تقویت کرد و پخش کرد طوری که دریافت کننده ها بتوانند دریافت و دمدوله کنند . دوباره واژه های مغز و فکر را به یاد بیاوریم . مغز ما موضوعی را تولید می کند ، آن موضوع با استفاده از سیستمی که در آینده اختراع خواهد شد دریافت می شود و پخش می شود و مغز های دیگر آن را دریافت می کنند . حالا ما یک شبکه اجتماعی داریم با قابلیت های بسیار عجیب :

  • وقتی چیزی را تصور می کنیم ولی از بیان آن عاجزیم می توانیم برای عده ای بفرستیم.
  • صحنه ای را که در جایی مشاهده کردیم می توانیم با به خاطر آوردنش با دیگران به اشتراک بگذاریم.
  • داشتن علم و دانشی توسط هر فردی به این معناست که تمام دوستان او نیز این علم و دانش رو دارند.
  • درک یک موضوع توسط یک نفر به معنای درک آن موضوع توسط تمام دوستان اوست.

این شبکه اجتماعی بسیار ترسناک است ، تصور کنید عده ای هکر بخواهند به مغز شما نفوذ کنند و این سیگنال ها را در یک sinwt ضرب کنند و آنها را تغییر دهند.  فاز و یا دامنه این سیگنال ها را تغییر دهند ، آیا شما به گذشته برمی گردید؟ آیا شما احساس می کنید فکرتان قدیمی بوده؟ در ایران این کار باعث اشتغال زایی خواهد شد ، چون تبخیر کردن برخی از این افکار امری است واجب .

در این پروسه حتما از کدینگ ها و مدولاتورها و دمدولاتورهای متعددی استفاده خواهد شد که قصد بیان کردنشون رو نداشتم.مخابرات 2 که درس نمی دم! :دی مطلب بعدی اینکه افکار دریافت شده در این سیستم در مکان های خاصی منتشر خواهد شد مگر آنکه افکار انسان ها از فرکانس های مختلفی استفاده کنند و مانند اثر انگشت یکتا باشند ، آن وقت کافی است که بخواهیم افکار کسی را داشته باشیم ، این خواستن یک موج با یک سری سیگنال تولید می کند که یکتاست و سیستم آرزوهای من به شما فیدی از افکار کسی که می خواستید می دهد. دیگر نیازی به مکان خاصی هم نخواهد بود چون افرادی که بخواهند این امواج را دریافت می کنند. تصور این را بکنید که از این سیستم سر جلسه امتحان بخواهید استفاده کنید ! قطعا مراقب ها انسان نخواهند بود. تصور کنید یک عده به وجود خواهند آمد که افکار شما را در جایی مثل گوگل جستجو خواهند کرد. افکار شما رتبه بندی خواهد شد و یک رنک از صفر تا ده به آن تعلق خواهد گرفت. عده ای در جای دیگر مثل Digg افکار شما را مطرح می کنند و به آنها مثبت می دهند. یک عده Mindburner می سازند و سر و کارشان می شود فید افکار شما. شرکت هایی برای این افکار الگوریتم هایی خواهند ساخت که حکم مرورگرها در وب را دارند شما این الگوریتم ها را این بار به جای دانلود کردن یاد خواهید گرفت . این اختراع می تواند از دینامیت هم خطرناک تر باشد و دنیا را در چند دقیقه نابود کند. بنابر این ممکن است عده خاصی اجازه استفاده از این اختراع را داشته باشند.

در پایان هم نوبت می رسه به دعوت عده ای برای این بازی که به نظرم خیلی سخت تر از اختراع سیستم فوق برای Mind Networking می باشد. ( این اسمیه که روی شبکه اجتماعیم می ذارم) . بنابراین اسامی این عده رو الان اعلام نمی کنم و بعدا می گم . خیلی دوست داشتم جادی شرکت کنه که رضا ازش دعوت کرد.
+ امیدوارم دو اتفاق زیر بعد از نوشته شدن این مطلب نیفتد :
1.تصور یک آدم دیوانه و روانی از نویسنده این وبلاگ.
2.تبخیر شدن به خاطر استفاده از لغاتی مانند مدولاسیون!

Subscribe to Diggly

مدیران موفق ویژگی های خاص خودشون رو دارند.آنها اخلاق و رفتار گیک گونه دارند ، حتی اگر خودشان هم از این اخلاق باخبر نباشند. زمانی می رسد که گیک درون آنها که مدتی خاموش بوده فعال می شود و تراوشات گیکی آغاز می شوند.
مدیران موفق گیک های ماژیکی و وایت بردی هستند . آنها اکثرا در جیب های خود چندین ماژیک با رنگ ها مختلف به همراه دارند و در دفتر کار خود از وایت برد استفاده می کنند. نقشه ها و تمام فکر خود را بر روی وایت برد پیاده می کنند و از این کار لذت می برند چرا که چیزی که در تصورشان بوده را اکنون می توانند مشاهده کنند. خط خطی می کنند و ایده های نو را با کهنه عوض می کنند. هر چیزی که به ذهنشان برسد ، بی ربط یا با ربط ، در گوشه ای از این وایت بورد می نویسند.اشتباهات خود را هیچ گاه پاک نمی کنند بلکه آنها را خط می زنند ، این خط زدن به آنها اعتماد به نفس می بخشد ، پاک کردن یک اشتباه برای آنها یعنی اشتباهی نبوده ولی خط زدن یک اشتباه یعنی اشتباهی بوده و حداقل آنها متوجه این اشتباه شده اند چه اشتباه را برطرف کرده باشند چه نکرده باشند.

ایده ها و راه حل ها یک دفعه به سراغ آنها می آیند ، در هر حالی و در هر جایی ، پس آنها همیشه ماژیک های رنگی خود را به همراه دارند و جایی که وایت بردی نباشد از شیشه پنجره  (فیلم A beautiful mind رو به یاد بیارید) و یا دیوار و هر جایی که دم دست آنها باشد دریغ نخواهند کرد. این نوشتن به گونه ای است که انگار از خفه گی نجات پیدا کرده اند. مثل تنفسی دوباره .هر چند که این نوشتن ها بیشتر شبیه نقاشی است تا نوشتن حروف اما به آنها در حل بسیاری از مشکل ها کمک خواهد کرد.

به سراغ مدیران موفق  در شرکت های مختلف بروید ، حتما برای شما از علاقه های خاصی که به ماژیک های رنگی و وایت برد دارند خواهند گفت . در گوگل شما به هر بخشی که پا بگذارید قطعا و حداقل با یک وایت برد مواجه خواهید شد.

 

این وایت برد ها پر است از نقشه ها و فکر هایی که جهان را متحول خواهد ساخت . نکته بامزه و جال توجه در گوگل این است که شما ممکن است روی یک وایت برد نوشته هایی به زبان های مختلف مثل : انگلیسی ، ژاپنی ، کره ای، ایتالیایی و حتی فارسی را مشاهده کنید.

منبع : { ایده ها و تفکرات شخصی خودم }

مرتبط: مدیران موفق چه کسانی هستند؟

Subscribe to Diggly

داشتم مطالب وبلاگی رو می خوندم دیدم هر دو خط یک بار نوشته قیل طر یا فیل طر و بعد هم خط زده یعنی این جوری : قیل طر و فیل طر . واقعا این به اصطلاح قیل طر چه بلایی بر سر زبان فارسی خواهد آورد؟ اومدم وبلاگ خودم رو نگاه کردم دیدم من هم در جاهایی از این ترفند ها استفاده کردم . تصمیم گرفتم برای حفظ زبان فارسی از بکار بردن این جور لغت ها خودداری کنم ، پس به دنبال واژه ای جایگزین برای این لغت اسمش رو نبر گشتم . تا اینکه یاد کتاب محبوبم یعنی 1984 نوشته جورج اورول افتادم. در این کتاب که خوندنش رو به همه توصیه می کنم دو اصطلاح پلیس اندیشه و تبخیر کاربرد بسیار دارد . پلیس اندیشه هر چیزی را که به آن فکر کنید زیر نظر دارد ، اگر ایده های مخالف و مخرب داشته باشید شما را تبخیر خواهند کرد !

قسمتی از این کتاب را بخوانید:

It was always at night , the arrests invariably happened at night. The sudden jerk out of sleep, the rough hand
shaking your shoulder, the lights glaring in your eyes, the ring of hard faces round the bed. In the vast
majority of cases there was no trial, no report of the arrest. People simply disappeared, always during the
night. Your name was removed from the registers, every record of everything you had ever done was wiped
out, your one−time existence was denied and then forgotten. You were abolished, annihilated: vaporized was the usual word

این شد که از این به بعد تصمیم گرفتم به جای استفاده از فیل طر یا قیل طر یا خط زدن اونها از واژه تبخیر استفاده کنم . بدیهی است که پلیس اندیشه هم تبخیر کنندگان هستند.
این کتاب (1984) گیک درونتان را بیدار خواهد کرد!.